تبليغاتX
نیومدی، رفتم!


نیومدی، رفتم!

منتظرت شدم. نیومدی. دیر اومدی رفتم!

 

السلام علیک یا غریب الغربا یا امام رضا

 

۸۸/۸/۸/،میلاد با سعادت ۸مُین امام شیعیان مبارک باد!!!

 

امام رضا خیلی مهربونه، هرچی از امام رضا بگیم کم گفتیم و هرچی ارادت داشته باشیم، بازم کمه.

یکی از معجزات امام رضا رو براتون گذاشتم خیلی جالبه.

به امید اینکه آقامون عیدی امسال رو معرفت بیشتر و . . . قرار بده .

آقا جون امام رضا یه نظری هم به ما کن . . .

.

.

معجزه ی آموزنده از امام رضا :

 

یکی از خادمان حرم مطهر رضوی نقل میکنند: شبی کشیک حرم داشتم، آماده شده بودم تا به حرم بروم.با همان حال و هوا در منزل رو به حرم امام کردم و گفتم: آقا جان اگه کاری باشه در خدمتیم.

بعد از انجام کشیک و در حال استراحت، امام رضا به خوابم آمدند و فرمودند: به ترمینال برو. دو جوان سرگردان انجا هستند، آنها را راهنمایی و پذیرایی کن و در آخر یک پیامی از طرف من به آنها بگو . . .

خوشحال بودم چون آقا ارادت خالصانه ی منو قبول کرده بودند.

به ترمینال رفتم و آن دو جوان افسرده و پریشان رو پیدا کردم. انها را به منزل آوردم و برای آنها سنگ تمام گذاشتم. این دو جوان بعد از سه روز میخواستند بروند که به آنها گفتم یک پیام براتون از امام رضا دارم. آقا فرمودند بهتون بگم: امام رضا بی معرفت نیست.

این دو جوان به زمین افتادند و شروع به گریه کردند. واقعیت را از آنها جویا شدم، گفتند آمدیم مشهد هرچه گشتیم جای مناسبی پیدا نکردیم و خسته شده بودیم. در حال برگشت به ترمینال گفتیم امام رضای بی معرفت، ما زائرت بودیم، ولی به ما جا ندادی. . . .

.

انشا الله از این مطالب استفاده ی کافی برده باشید و انشا الله خداوند، معرفت واقعی درک این امام بزرگوار و تمامی ائمّه ی معصومین را به ما بدهد . . .

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 1:52 توسط زینب| |

 

السلام علیک ای دوستان . . .

ماه رمضان رو با یکی دو روزتاخیر تبریک میگم . . .

ماه مهمون شدن به خونه ی خدا . . .

ماه نزدیک شدن به فرشته ها . . .

جوونا سعی کنن کارای مبتذل رو کنار بذارن  ( وای شدم عین پیر زن پیر مردا !!!  )

امسالم که ماه رمضون افتاده توی تابستون و تا افطار آدم هلاک میشه . . .

منم که امسال واسه کنکور میخونم . . .

قلم چی میرماما این آزمون رو گند زدم به خاطر تصادفی که داشتیم

اما عیبی نداره دفعه ی بعد در حد عالی میشم با تکرار و تمرین فیلسوفانه . . . !!!

آخه می دونید چیه ؟؟؟ منی که کلا" با یکی دو ساعت در روز چندتا کتاب رو می خوندم حالا باید طبق برنامه پیش برم و روزی حدودا" ۱۰ ساعت درس میخونم  البته با علاقه . . . !!!!

صبح که از خواب پا میشم و تختم رو مرتب می کنم بعدش شروع می کنم تا ظهر و بعد ۲ ساعت استراحت و دوباره می خونم . . .

همین درس خوندن باعث شده از تفریحاتم کم شه . . .

از بازی با خواهر زاده ام . . .  ( البته یه خورده اوضاع از حد بازی وخیم تره !!! !!! )

درس بهونه شده کمتر توی خونه کار میکنم . . .

البته کار می کنم اما کمتر . . .

امروزم رفتم مدرسه و مدیر به من جایزه داد با یه لوح تقدیر . . .

هنوز یه دونه هم طلب دارم . . . !!!!!

آها اینم بگم که سوگند جونم اینقده تپل شده که آدم دوست داره درسته قورتش بده . . . آخی . . . نازی. . .

راستی من الان کلی چیز نوشته بودم که همه پاک شدن . . .

به خاطر همین رفتم افطار کردم آخه بدجور گشنه ام بود . . .

یه یک ماه و خورده ای میشه که آپ نکردم. اما بعد از مدت طولانی که پیش میاد ۲-۳ تا موضوع رو قاتی پاتی میام مینویسم . . . !!!!!!

خُب وقت ندارم دیگه . . . ناسلامتی پشت کنکوری ام . . .

واااااای ببخشید سرتون رو درد آوردم . . .

دوستتون دارم . . .

بوس بوس . . .

شب خوش . . .

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 21:48 توسط زینب| |

سلام و صد سلام بر دوستان محترم . . .

یه مدت طولانی به علت قطع تلفن اتاق که باعث و بانی اون کسی جز باد نبود، در خدمتتون نبودم . . .

البته ناگفته نمونه که این داداش تنبل ما هم هرچی بهش میگم حسین، داداش، عزیز من برو سیم رو وصل کن . . . نمی رفت که نمی رفت !!!!!!!!!

تا اینکه غیرتی شدم و خودم تصمیم گرفتم برم وصل کنم ( آخه من از دیوار راست بالا میرم !!!!! ) نردبون رو بردم تا محل مورد نظر،یه نگاه کردم، بعدش دیدم نه، این کار من نیست . . . !!!!!

خلاصه هیچی دیگه . . . یه روز خیلی جدّی رفتم جلو و گفتم : حسین، یا وصل می کنی، یا دیگه به حرفات گوش نمی کنم . . . !!!!!!!! همین باعث شد تلفن رو وصل کنه . . . !!!!!!!!!!

ا ُبُهَت رو حال میکنین . . . ؟؟؟!!!

.

.

.

حالا از بحث تلفن و من و داداشم که بگذریم، بحث اصلی آپم رو بگم . . . . :

هفتم تیر، صبحش بابام اومد و منو از خواب بیدار کرد و یه پاکت نامه رو به من نشون داد . . .

وقتی دیدمش، خیلی خوشحال شدم . . . آخه دوست داشتم زودتر ببینمش . . .

داخل پاکت یه کارتی بود که پایینش نوشته شده بود : ***مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهداء کنم. باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم، نجات بخش زندگی دیگری باشد.***

این یعنی اینکه کارت اهداء عضوی که ثبت نام کرده بودم، کمتر از یک ماه به دستم رسید . . . .

جا داره همین جا از داداش جهان که باعث شد این کار رو زودتر انجام بدم، تشکر کنم.

البته همیشه تو فکر این کار بودم، اما ایشون من رو مُصَمّم تر کردن . . .

امیدوارم خدا بهشون سلامتی بده . . .

دومین چیز هم اینه که هفتم تیر، ساعت ۱۰:۳۰ شب خاله شدم !!!!!!!!!!

سونیا گیر داده که الّا و بالله باید اسم آبجی منو بذاری سوگند . . . !!!!!!!!!!!

ما هم اگه سرپیچی کنیم، هم با ما بد میشه، هم با بچّه . . . !!!!!!!!!!!! بچه های این دوره و زمونه خودشون همه چیز رو انتخاب میکنن دیگه  . . . تازه، اجازه نمیده هیچکس بهش دست بزنه . . . !!!

داغش رو دلم موند که تو این هفت روزی، یه بار با دل خوش، بدون کتک خوردن و بد و بیراه نشنیدن از سونیا( ۳ سالشه ) بچّه رو بقل کنم . . .!!!!!!!!!!!

و آخرینش هم که از همه مهم تر هستش، تولد خودمه که ۱۴ تیر یعنی یکشنبه و در واقع امروز هستش . . .

امروز بین ساعت ۲ تا ۵ بعد از ظهر ( دقیقا" نمی دونم ) ۱۸ ساله میشم . . . !!!!!!!

منتظر هدیه هام هستم الان . . . ( تازه خبر ندارین، کلاس که میرم، از استادمون خواستم که برام هدیه بخرن !!!!!!!!!!!!! اونا هم توی رودربایستی ا ُفتادن گفتن چَشم . . . ) واااااااااااای من دیگه کی هستم ؟؟؟!!! رو که نیستف سنگ پای قزوینه  . . . !!!!!!!

اینو یادم رفت بگم : ما رو برده بودن اردو، با مسئولمون کل اَنداختم ( البته محترمانه ) . . .

خلاصه هیچی دیگه، اونم گفت اگه این منبع آب که ۵۰-۶۰ متر می شد، اونم انحنا داشت اصلا" وحشتناک بود رو بری بالا، بهت جایزه می دیم. من هم برای جایزه و هم برای اینکه آدم کلّه شقّی هستم که باید حرفم رو به کُرسی بنشونم، نکردم نامردی و خیلی تند و با تشویق دوستان و فیلم برداری از طرف اونا رفتم بالا . . .

اونجا گفتم جایزه ام حاضره بیام پایین ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

ایشونم گفتن یه دور بچرخ دور منبع . . . !!!!!!!!

منم با تمام سرعت ( حالا سرم هم گیج می رفت ) چرخیدم . . .

آقا، همه جیغ، هورا . . . منم جَو گیر شده بودم اصلا" یادم رفت واسه چی رفته بودم بالا . . . !!!!!

بعدشم که اومدم پایین و کُلّی عرق کرده بودم . . . !!!!!!!!

چیز جالب اینه که من عدد ۷ رو خیلی دوست دارم. درواقع، عدد ِ مورد علاقه ی من ۷ هستش.

تولد خواهر زاده ام و اومدن کارت اهداء عضو هم هر دوشون ۷ تیر بودن . . . !!!!!!!!!!!

تولّد منم، ۱۴ ( ۲×۷ ) هست . . .

این چیزا، مقدّس بودن عدد ۷ ، و علاقه ی من به این عدد رو بیشتر می کنه . . .

.

.

.

امیدوارم بعد از این مدّت که نبودم، تونسته باشم رضایت تون رو جلب کرده باشم . . .

 

پ.ن : آقا رضا که احتمالا" باید جنوبی باشین چون 917 بوده شماره تون ، باید به اطلاعتون برسونم که شما دنبال یه دوست می گردین، منم یه دختر هستم، پس نمی تونم باهاتون دوست بشم با توجه به اعتقاداتم !!!

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 21:50 توسط زینب| |

 

 

سلام به همه ی دخترای سیب ِ گلاب و پسرای شاخه نبات . . .

حال همگیتون خوبه ؟؟؟؟؟؟

خوشین ؟؟؟؟؟؟؟؟

خُب خدا رو 100 هزار مرتبه شکر . . .

 

چی ؟؟؟ من ؟؟؟ هِی بَدَک نیستم، منم خوبم، میگذرونم . . . !!!!!!!!

 

همینطور که همتون میدونید،ایّام فاطمیه شروع شده و آدما بیشتر توی این روزاست که سعی میکنن گناه نکنن، یا حدّ اقل کمترش کنن . . .

البته چه خوبه که این ایّام به اشتباهاتمون پی ببریم و دیگه هیچوقت انجامش ندیم، نه اینکه فقط این روزا خودمون رو اصلاح کنیم . . . ( دوستان ببخشید، یه هو فکر نکنید دارم نصیحت میکنم و خودم پاکِ پاکم . . . !!!!!!!! )

من نمیخوام از خودم تعریف کنم، یعنی همچین آدمی نیستم، اما اگه صفت خوبی داشته باشم، پنهون نمیکنم . . .

دوستای گلم، من تا اونجایی که میدونم، یه دخترِ خوب و مومن و اهل نماز و روزه و  . . . بودم. یه دختری که واقعا" دروغ نمیگفت، تموم سعی ِ خودش رو میکرد تا غیبت نکنه و اگه هم کسی پیشش غیبت یکی دیگه رو میکرد، بدون رودربایستی میگفت داری گناه میکنی . . .

توی چشم هیچ پسری زُل نمیزد،اصلا" وقتی از کنار یه پسر رد می شد، سرش نا خود آگاه می اُفتاد پایین و وقتی به خودش میومد، میدید که همچین اَخم کرده که انگاری طلبکار باشه از پسرِ مردم . . . !!!!!!!!! اصلا" هم احساسی نیست که با یه دوسِت دارم گفتن ِ پسر، تحت تاثیر قرار بگیره و تحریک بشه !!! برعکس از بعضی از پسرا هم بی احساس تر ِ ، طوری که به دختر بودنش شک میشه . . . !!!!!! ( بی ادبی به آقا پسرا نشه، چون همه میدونن دخترا احساساتی هستن . . . البته به جز بعضی ها عین ِ من !!!!! )

 

خلاصه اینکه همه تعریف میکردن از من . . . از خوبی و با خُدا بودنم . . .

تموم ِ سعی خودو هم میکردم که به کسی بدی نکنم و مهربون باشم و به همه کمک کنم . . .

سعی میکردم کسی رو نرنجونم . . . اراده و اِعتماد به نفس ِ بالایی داشتم و واسه رسیدن به خواسته ام، هیچوقت نا اُمید نمیشدم . . .

 

وقتی هم که دچار مشکل میشدم، از خدای خودم کمک میخواستم و نا شکری نمیکردم، به خاطر همین هم موفق میشدم. درست مثل وقتی که سرطان گرفتم و نا اُمید نشدم و حتّی از خدا تشکر کردم که فرصت داد تا بهتر بتونم زندگی کردن رو، مستقل بار اومدن رو خودم یاد بگیرم و بفهمم که چطور باید توی اجتماع زندگی کنم توی هر شرایطی، چه خوب ِ خوب، چه بد ِ بد . . . . . .

 

اینا رو نگفتم که فکر کنین الان دیگه اون صفات ِ خوب رو ندارم، نه، فقط حس میکنم اراده ام سست تر شده، اما هنوز سست نشده . . . اونم کسانی باعث میشن که دارم تلاشم رو میکنم که نتونن موفق شَن . . .

خدا رو شکر میکنم که اگه یه اشتباهی انجام میدم، بازم اینقدرو میفهمم که اشتباهه و نمیگم اشکالی نداره . . .

حالا هم همه ی این حرفا رو صادقانه اومدم پیش شما زدم تا برای من و همه ی مُسَلمونا، هرجا که هستن دعا کنید . . . .

به خصوص این ایّام که بهترین روزا واسه مسلمونای واقعیه . . .

 

من نمیخوام آدم ِبدی باشم، میخوام همون زینبی باشم که خدا دوست داره . . .

به حرف ِ پدرم که توی یه برنامه ی تلوزیونی زد میخوام عمل کنم. وقتی اَزَش پرسیدن دوست دارین دخترتون چطوری باشه ؟؟؟ بابام توی جواب گفت: پِیرُو ِ حضرت ِ زینب باشه . . . .

اُمیدوارم بتونم همونطوری باشم . . . .

 

داداشای خوب و آبجی های گلم، برای همتون آرزوی بهترین ها و سلامتی و بنده ی خوب ِ خُدا بودن رو دارم . . . .

 

لطفا" با نظراتتون راهنماییم کنین واسه خوب بودن . . . .

ممنون میشم . . . .

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:1 توسط زینب| |

***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

روزای خوب برای تو ، شبای بد برای من . . .

                                             بیستای قرمز مال تو ، نمره ی رد برای من . . .

 

***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

نُتای رنگی مال تو ، شعر غم انگیز مال من . . .

                                             بهار و عطرش مال تو ، برگای پاییز مال من . . .

 

***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

گُلای قرمز مال تو ، گلای پرپر مال من . . .

                                             قصه ی اوّل مال تو ، حرفای آخر مال من . . .

شوق سفر برای تو ، درد سفر برای من . . .

                                             رسیدناش برای تو ، فکر خطر برای من . . .

 ***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

لذّت خنده مال تو ، بارون گریه مال من . . .

                                             صد آفرین برای تو ، حرف و گلایه مال من . . .

 آتیش عشقم مال تو ، کتاب سوختن مال من . . .

                                             عمر زیاد ، تو فال تو ، رنج زیاد تو فال من . . .

 ***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

قصر طلایی مال تو ، موندن و ساختن مال من . . .

                                             همیشه بردن مال تو ، همیشه باختن مال من . . .

خاطره ی خوش مال تو ، تلخیِ رفتن مال من . . .

                                             ناز و اَداها مال تو ، چشمای روشن مال من . . .

 

***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

خوابای رنگی مال تو ، خواب پریشون مال من . . .

                                              ذوق رهایی مال تو ، رنجای زندون مال من . . .

 روزای زیبا مال تو ، جمعه ی دلگیر مال من . . .

                                              قسمتای خوش مال تو ، غَمای تقدیر مال من . . .

 ***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

زندگیِ من مال تو ، خستگیِ تو مال من . . .

                                             هرچی که داشتم مال تو ، تا رَد شی از خیال من . . .

 ستاره بارون مال تو ، اشک شبونه مال من . . .

                                             ناز و کِرِشمه مال تو ، اخم و بهونه مال من . . .

 

***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

هرچی تِرانسِ مال تو ، برق نگاهت مال من . . .

                                             تموم دنیا رو میدم ، صورت ماهت مال من . . .

خورشید و مهتاب مال تو ، شبای تاریک مال من . . .

                                             خونه ی اَبرا مال تو ، جادّه ی باریک مال من . . .

***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

برنده بودن مال تو ، آخر بازی مال من . . .

                                             ترانه هام فدای تو ، هرچی میسازی مال من . . .

 سوار دور قصه هام ، تو مال من ، من مال تو . . .

                                             دیوونه ی نگات شدم ، من تو رو کم دارم ، نرو . . .

 

 ***غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو . . . دلت گرفت بگو خودم ، گریه کنم به جای تو . . .***

 

قــــــــــــــــــــــشنـــــــــــــــــــــــــــــگ بـــــــــــــــود ؟؟؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 18:12 توسط زینب| |

                                            

 

بچه ها عمـــــــو نوروز اومده . .  

آخرین ســــــــــــلام ِ من رو توی آخرین ماه آخرین فصل سال 87 پذیرا باشین . . .

به مناسبت سال 1388 ، یه متنی رو آماده کردم و گذاشتم توی ادامه مطلب ، اگه دوست دارین ، برین بخونین . . .

البته پیشنهاد میکنم بخونین ، چون واسه من که جالب بوده . . .girl_blum2.gif

پیشاپیش سال خوبی رو برای شما و خونواده ی گلتون آرزو میکنم . . .

ما رو از دعای خیرتون بی بهره نذارین . . .

سعی کنین تو سال جدید تصمیمات خوبی بگیرین واسه آینده و زندگی . . .

خوب که هستین بهتر بشین . . .

با آرزوی موفقیت همتون ، تا آپ بعدی تو سال 88 فعلا" خداحافظتون باشه ، سالی پر خیر و برکت و پر عیدی ای (!!!) باشه . . .Balloons

ادامه مطلب یادتون نره . . .


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:26 توسط زینب| |

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

ســــلـام . . .

یه ســــلام زمستونی به همه ی دوستای گل گــــــلابـــم . .!!!

چه خبــرا ؟؟؟

چی کــــارا میکنین ؟؟؟

اوضاع و احوال رو به راهه؟؟؟!!!

بعد از آپ توپّ قبلی ، با یه تـــــولـّـــــــــــد دیگه اومدم . . .!!!

حتما" فکر کردین به این دلیل عنوانش رو گذاشتم تولّدی دیگر که چون دومین آپ تولّده ، آره ؟؟؟!!!

اما نه ، این تولّد فرق میکنه با تولدای دیگه !!!

فرقش اینه که تولّد یک سالگیِ یه دختر 17 ساله به اسم زینب هستش !!!

حتما" خِیلیاتون فکر میکنین توی کُما بودم ، یا شایدم اِیدز و . . یا اینکه مُعتاد بودم و یه ساله که ترک کردم !!!  

نه عزیزان ، هیچ کدوم از اینا نیست .

اگه دوست دارین بدونین این چه تولّدیه ، پیشنهاد میکنم حتما" برین تو ادامه مطلب و تولّدِ یک سالگیه زینبــــــــ رو ببینین که قًضیه اش چیهِ . . .
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 10:12 توسط زینب| |

                            خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

یه سلام آلبالویی به تو که خیلی هلویی ، یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی قشنگی ، یه سلام پرتقالی به تو که خیلی باحالی . . . !!!!

سلام دوستای گلم ، خوفین ؟؟؟؟؟؟

خوب معلومه که خوبین !!!!!!                                 

امروز یکی از بهترین روزای زندگیمه. میگین چرا ؟؟؟ چه تونه؟ خوب الان میگم دیگه!!!!نرین دیگه!!

.

.

.           

.                                               

همین جا وایسا ، میخوام بگم . . . (تمام سعی ام رو کردم جمله ها و مطلبام با هم جور در بیان )..خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

امروز تولد یکی از بهترین دوستامه . من دوست زیاد دارم ، اما 4-5 تا صمیمی هستن . امروزم تولد یکی از اون فرشته هاست !!! بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

این دوستم ، دوست نداره (همش شد دوست !!!) اسمشو بیارم ،گرچه آخر اسم مستعارشو نوشتم !!! (قربون ذهنای منفی باف بعضی هاتون برم که الان مستقیما"  سوق داده شده سمت پسرا !!!! )بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir  بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

نه عزیزان فکر بد نکنین . . همینکه خودش میدونه کیه ، واسم کافیه . یه دوستی که واقعا"  دوست هست وتو همه ی شرایط بد و خوبم باهام موند(این چیزیه که من دوست دارم و البته خودش . .)

تا حالا سعی کردیم هیچ وقت از هم دور نباشیم. ولی خوب بعضی وقتا. . .(به اولین قاصدکی که از شهر قشنگ زندگی تو بگذره پیغام میدم که هیچ چیز نمیتونه مهرت رو از دلم جدا کنه ، حتی فاصله ها . . )

اینم یه جور کادو دادنه دیگه. این آپ هم جزء کادوهایی هست که بهش دادم. با اینکه شاید اینا در شانش نباشه. ولی...  (خیلی هم دلش بخواد!!!! ) به قول خودش : از دوست، هر چه رسد نیکوست . .  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir       

                    SmileyCentral.com        

 

ضمنا" ، محبت تنها هدیه ای است که نیاز به بسته بندی نداره . اینو همیشه سعی کردم بدون هیچ کم و کاستی بهش تقدیم کنم . . .  بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com          

 

.                                                                      

.

 .                                                    

حالا یه خورده تولد بازی واست در بیارم گلم . .

 

به نام اون مهربونی که منو دیوونه ی تو کرد و تو رو دیوونه ی یکی دیگه . . . !!!(البته ما دوتا دیوونه ی همدیگه ایم)

.

برو از یه حس تازه ، یه تولد دوباره . . .

.

امرووووووووووووووووز : (میخوام یه شکل دیگه شروع کنم)

تولده تولده . . .

                    

                           تولدت مبارکه . . .                            

                                                           مبارکه مبارکه . . .

 

تولد ، تولد ، تولدت مبارک ، مبارک ، مبارک، تولدت مبار. . . . . . . .ک !!!!

           

                  بیا شمع ها رو فوت کن ، تا هر چقدر دوست داری زنده باشی ی ی ی ی ی ی !!!! بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

                       

                                     فووووووووووووووووووت ، مبارکه ه ه ه ه ه ه ه ه ه !!!!!!

                               

                                                     دست دست ، دست بزنین براااااااااااااااااااااااااااااااش !!!!!!! خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

                                                                     

                       هوررا هورا ، هوررا هوراااااااااااااااااااااااااااااا !!!!!

آقایون د...س،خانوما ر...قص،حالا برعکس!  

لبخند زدی و آسمان آبی شد

                            

                        شبهای قشنگ بهمن مهتابی شد

                                                               

                                                        پروانه پس از تولد زیبایت بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

                                                                                           

                                                                                   تا آخر عمر غرق بی تابی شد . . .  

 

دوست خوبم ، اگه داشتی شمع های تولدتو فوت میکردی ، به یاد منم باش ، من نمی تونم بیام خونتون کیکتو بخورم. (اگرچه اگه بودم هم نمیتونستم بخورم ) تو به جای منم بخور (ولی روز دیگه به جاش لپشو می خورم!) ، یه آرزوی خوب واسه خودت بکن ، واسه منم دعا کن . .  

                     

                          

********تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم ، یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو********بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

ناناسم منو که میشناسی جو گیرم !!!واسه همین جو منو گرفتو این شعرو واست پروندم . . .!!! :

آهنگشم از خودم بود ، می دونی که گیتار دارم . .

 

شمع هاتو فوت کردی عزیز

                              

                                 زنده باشی نشی مریض

 

                                                             گلم موفق باشی

 

                                                                               همیشه بی غم باشی

 

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

مطمئنم پارسال ، همه بهت گفتن 100 سال به این سالها باشه تا اون موقع تولد بگیری ! حالا من میگم ایشالله  99 سال به این سالها ، تا واقعی تر بشه !!! (دیدی فکر همه جاشو کردم!! )   

عزیزم ، زیباترین روز من روز تولد توست ، اکنون که مینویسم قلبم فقط مال توست . . خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

این رو هم میدونی ، روزی که به دنیا اومدی ، داشت بارون میومد ، اما هیچ ابری تو آسمون نبود ، این فرشته ها بودن که داشتن گریه میکردن ، آخه یکی از میونشون کم شده بود . . .

 

ضمنا"  هر سال وقتی 21 بهمن میشه و هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن ، از خودم میپرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونا میخوان خودشونو به زمین برسونن ؟؟؟!!! امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که زمینو با گامهای مهربونش نوازش کرد ، تا سفرش رو از خودش به خداش شروع کنه . . . . تولدت مبارک

 

یه متن دیشدله هم واست بنویسم : عشق یعنی بزرگ کردن یک چیز به اندازه ی دنیا ، و کوچک کردن دنیا به اندازه ی یک چیز . زندگی کردن ، تلف بودن ، پلاسیدن ، نطفه ای را پرورش دادن برای زندگی کردن ، و این تکرار تکرار است . اگر زندگی را دوست داشتم ، هیچوقت موقع تولد گریه نمیکردم . . .!!!!

 

گل یاسمنم ، اینو بهت میگم و چندتا جمله ی قشنگ واست مینویسم پایین : به اندازه ی یه دوست واقعی دوستت دارم . و برای تو ای عزیزترین همپای لحظه هایم ، در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خویش ، چشم هایم را تقدیم میکنم تا هیچگاه به پاکی دوستیمان شک نکنی . . . ( واقعا"  جدی گفتم . خودت که میدونی وقتی جدی میشم چطوری جدی میشم !!!!! )

                                بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir                                         

گلم ، میدونم این جمله ها قدیمی و تکراریه ، آخه ماه هاست که این جملات رو از جاهای مختلف جمع کردم تا همچین روزی تقدیمت کنم . . . خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir  SmileyCentral.com

 

 

هر انسان لبخندی از خداست ، این جمله هام از طرف من تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی :

1-      چه خوب شد که به دنیا آمدی ، و چه خوب تر شد که دنیای من شدی ، برای من بمان تا همیشه تمام گلهای عالم را به خاطر طلوع چشمان نازت تقدیمت کنم . . . خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

2-      چه کسی میداند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشا . . .تو به اندازه ی یک دنیایی !!!      

3-      شراب را دوست دارم چون رنگ خون است . خون را دوست دارم چون در رگ جریان دارد. رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد. قلب را دوست دارم چون جایگاه توست . . !!  

4-      آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ، همه جا رو میشه دید. دریا گفت : این پایین از اون بالا هم بهتره ، چون فقط تو رو میشه دید . . .!!! (تقدیم به آسمون قلبم)خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

5-      زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد و سرنوشت اون گل رو تو قلب من کاشت ، تا باغچه ی خالی قلبم جایگاه یک گل باشه . (گل یاسمنم ، تولدت مبارک)

6-      باور کن ماه هاست  زیباترین جملات رو برای امروز کنار میذارم . امشب اما همه ی جملات فرار کردن . همینطور بی وزن و بی هوا اومدم بگم

.

.

.

.

.

تولدت مبارک !! بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

7-      بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ، آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست ، همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب ، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست . . .(این تو رو یاد چی میندازه؟؟؟؟ یاد احادیث !!!!!  گرچه آلزایمرت اینجور مواقع عود میکنه خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir، به هر حال .. !!)                                          

 

                بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

چشم مخصوص تماشاست ، اگر بگذارند

                                              * * * * *

                                                      و تماشای تو زیباست ، اگر بگذارند

من ز اظهار نظرهای دلم فهمیدم

                                              * * * * *

                                                      عشق هم صاحب فتواست ، اگر بگذارند

دل سرگشته ی من ، این همه بیهوده نگرد

                                              * * * * *

                                                      خانه ی دوست همین جاست ، اگر بگذارند

سند عشق مشاء  است ، همه میدانند

                                              * * * * *

                                                      عشق اما فقط از ماست ، اگر بگذارند

غضب آلوده نگاهم نکنید ای مردم

                                              * * * * *

                                                      دل من مال شماهاست ، اگر بگذارند

                           بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir                               

 

                      بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir                                                                             

عزیزم ، نمیدونم از آپی که واسه تولدت گذاشتم ، خوشت اومد یا نه ، اما همه ی حرفام تو این آپ واقعیه واقعی بود . . . پس تولدت مبار................ک جیگر طلای من !!!!!!!! یه خورده بزن و بکوب بکنیم تا حسسابی پر بار بشه تولد گلم، بعدشم رفع زحمت!!! گروه سرود بچه ها حاضر . .!!!

    

 

دوستای خوبم نظر یادتو ن نره ، آخه خیلی زحمت کشیدم تا این آپ رو گذاشتم.  اگه نظر ندین با من طرفین وااااای ترسیدم  آخخه شوخیدم ، من دلم نمیاد  امیدوارم خوشتون اومده باشه . . . ( مثل اون شهابا ، نظر بارون کنینا ا ا ا ا ا ، منتظرم    خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir )

   SmileyCentral.comSmileyCentral.comSmileyCentral.comSmileyCentral.comSmileyCentral.comSmileyCentral.comSmileyCentral.com

     راستی اسم مستعار دوستم زهره هست . .اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

زهره جون تولدت مبارک . .                                                                                                                                                                                     

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 14:49 توسط زینب| |

سلام به  دوستای  گل تر از گلم

بعد از مدت ها آپ کردم. راستش تو این مدت یه سری مشکلات وجود داشت که نمی تونستم بیام . شعر دوست رو از هشت کتاب سهراب سپهری به عنوان اولین آپ گرفتم . امیدوارم خوشتون بیاد. این کتاب رو ۶ تا از دوستام به اسم های مهسا ، زینب، فاطمه ، بهناز، مهناز ،زهرا  بهم هدیه دادن.

 

دوست . . .

بزرگ بود ، و از اهالی امروز بود ، و با تمام افق های باز نسبت داشت ، و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.

صداش

به شکل حزن پریشان واقعیت بود .

و پلکهاش

مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد .

و دست هاش

هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند .

به شکل ظلمت خود بود و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد .

و او به شیوه  ی باران پر از طراوت تکرار بود .

و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد .

همیشه کودکی باد را صدا می کرد .

همیشه رشته ی صحبت را به چفت آب گره می زد .

برای ما ، یک شب سجود سبز محبت را چنان صریح ادا کرد که ما به عاطفه ی سطح خاک دست کشیدیم و مثل لهجه ی یک سطل آب تازه شدیم . و بارها دیدیم که با چقدر سبد برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت .

ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله ی نورها دراز کشید و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم .

 

نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 17:46 توسط زینب| |

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:55 توسط زینب| |


Design By : Night Skin